بیشتر آزار بیند هر که بی آزارتر
من که هر کس را به یاری بودم از جان دستگیر
مانده ام از هر کسی بی کس تر و بی یارتر
هر قدر با چشم عزت سوی مردم بنگری
می شوی هر روز چون من در نظر ها خوارتر .....
****
بیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت
هیچ کس غصه ی این را که چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت ....
****
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول وغزلهاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آنه ما نیست
تو چه رازی ؟ که به هر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست .
****
هر کس بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوئیم تا هر دو دروغ گفته باشیم
موفق و پیروز باشید
سارا
گل یخ
گل یخ برگرفته از گروه ترانه ها
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:19  توسط کارو
|
