تبليغاتX
هوزان

هوزان

فاصله

فاصله
 
عشق درمن فروکش خواهد کرد
چرا که تو عاشقم نبودی
رنگ چشمانت برایم بیفروغ خواهد شد
چرا که عشق را درچشمانم نخواندی
صدایت گوشهایم را نوازش نخواهد کرد
چرا که زمزمه عشق را درصدایم نشنیدی
دستهایت نیز از دستهایم دور خواهد ماند
چرا که دستهایم را به گرمی نفشردی
تو مغرورتر میشوی ومن عاشقتر
تو سنگدلتر ومن مهربانتر
غرور درتو فروکش نخواهد کرد
اما عشق درمن فروکش خواهد کرد
واینسان من ازتودورخواهم شد
وتو درحسرت نگاه وصدا ودستهایم بغض خواهی کرد
 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 18:20  توسط کارو  | 

مدرسه عشق

مدرسه عشق
در مجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و به خود می خواند
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد- به گمانم –
کوچک و بعید
در پی سودا نیست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
 
در مجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
لای انگشت کسی
قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب ها خالی نشود از احساس
درس هایی بدهند
که به جای مغز دلها را تسخیر کند
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسی حرف دلش را بزند
غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند
تا کسی بعد از این
باز همواره نگوید : هرگز
و به آسانی همرنگ جماعت نشود
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پاییز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو
و طبیعت را در جنگل سبز
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار
همه تکرار کنیم
عدل
آزادی
قانون
شادی
امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ایم
 
در مجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
 
 
  هادي افشين 22 ساله از تهران
برگرفته از گروه ترانه ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 8:35  توسط کارو 

ملکه و سلطان پاپ سوئد: لاله پور کریم و درین زن‌یار

ملکه و سلطان پاپ سوئد: لاله پور کریم و درین زن‌یار

لاله پورکریم، خواننده 23 ساله ایرانی‌تبار و درین زن‌یار، خواننده 18 ساله کردتبار موسیقی پاپ، هفته گذشته در مراسم جوائز گرامیس Grammis سوئد، که مهم‌ترین جایزه موسیقی در سوئد است به عنوان ملکه و سلطان موسیقی پاپ سوئد انتخاب شدند.
به گزارش منابع اينترنتي روزنامه آمریکائی هرالد تریبون، چاپ پاریس، در مقاله‌ای محبوبیت این دو را که یکی از پدرو مادر مهاجر کرد در سوئد متولد شده و دیگری در هشت سالگی از ایران به سوئد نقل مکان کرده، نمونه نفوذ اقلیت‌های مو سیاه در جامعه موطلائی سوئد می‌خواند. تارا عاطفی برگردان فارسی مقاله هرالدتریبون را همراه با نمونه‌هائی از موسیقی لاله پورکریم در این گزارش به شنوندگان نگاه تازه عرضه می‌کند .


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 8:26  توسط کارو  | 

اولین شانس

مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر ِ زيباروي کشاورزي بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگيره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد ميکنم، اگر تونستي دم هر کدوم از اين سه گاو رو بگيري، ميتوني با دخترم ازدواج کني.

مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگين‌ترين گاوي که تو عمرش ديده بود به بيرون دويد. فکر کرد يکي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري خواهد بود، پس به کناري دويد و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد. باورنکردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود. با سُم به زمين ميکوبيد، خرخر ميکرد و وقتي او رو ديد، آب دهانش جاري شد. گاو بعدي هر چيزي هم که باشه، بايد از اين بهتر باشه. به سمتِ ئshy;صارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتي خارج بشه.

براي بار سوم در طويله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين، کوچک ترين و لاغرترين گاوي بود که تو عمرش ديده بود. اين گاو، براي مرد جوان بود! در ئshy;الي که گاو نزديک ميشد، در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..

زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه. بهره گيري از بعضي هاش ساده ست، بعضي هاش مشکل. اما زماني که بهشون اجازه ميديم رد بشن و بگذرن (معمولاً در اميد فرصت هاي بهتر در آينده)، اين موقعيت ها شايد ديگه موجود نباشن. براي همين، هميشه اولين شانس رو بچسب!
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 8:23  توسط کارو  | 

راز

قلب من امشب دگر شوري ندارد
دست من در دست تو جايي ندارد
عشق من خفته است دربالين سردت
چشم زيبايت دگر نوري ندارد
نگاهت در نگاهم لحظه اي نيست
سكوت قلب تو لطفي ندارد
دلم ميخواست در خلوت بميرم
زبان تلخ تو حرفي ندارد
چرا ديگر كلامت آشنا نيست
كلام مست تو مستي ندارد
چرا ديگر نميآيي سراغم؟
لبان گرم تو رنگي ندارد
چرا در حلقة چشمت وفا نيست
دل خونين تو رحمي ندارد
چرا با مرگ گشتي تو همآغوش
تن يخ بسته ام ياري ندار د
بيا اي يار بيرحم و دل آزار
دلم بي تو دگر لطفي ندارد
بيا من گشته ام بيمارو بيجان
چراغ خانه ام سويي ندارد
بيا گر تو نيايي من تباهم
خريدار نگاهت جان ندارد
بيا...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:41  توسط کارو  | 

هزينه مكالمات تلفن
 

نرخ SMS به ازاي هر 159 كاركتر  140 ريال محاسبه مي شود و 159 كاركتر مقدار متني است كه در يك بار يا يك پيام منتقل مي شود.


نرخ و زمان يك دقيقه مكالمه
شهري تلفن ثابت

شرح

نرخ يک دقيقه مکالمه به ريال

از ساعت 8 صبح تا 13

19/96

از ساعت 13 تا 21

16/70

از ساعت 21 تا 8 صبح

13/86

روزهاي جمعه و تعطيلات
رسمي در تمام ساعات

13/86

 


نرخ يك دقيقه مكالمه
بين شهري تلفنهاي ثابت:

منطقه
Zone

مسافت مستقيم
 به کيلومتر

نرخ يک دقيقه مکالمه به ريال

روز

شب

1

تا 100 کيلومتر

134

89

2

از 100 تا 400

268

179

3

از 400 تا 700

536

268

4

بيشتر از 700

715

358

ساعات روز از 8 صبح الي 21

ساعات شب از 21 الي 8 صبح

نرخ مكالمات روزهاي جمعه و تعطيلات رسمي برابر تعرفه هاي ساعات شب (21 تا 8 صبح) خواهد بود.

 


نرخ يك دقيقه مكالمه شهري تلفنهاي
همراه به همراه و همراه به ثابت و بالعكس:

شرح

نرخ يک دقيقه به ريال

از ساعت 8 صبح تا 21 همراه به همراه

از ساعت 8 صبح تا 21 همراه به ثابت و بالعکس

447

447

از ساعت 21  تا 8 صبح همراه به همراه

از ساعت 21 تا 8 صبح همراه به ثابت و بالعکس

358

358

روزهاي جمعه و تعطيلات رسمي همراه به همراه

روزهاي جمعه و تعطيلات رسمي همراه به ثابت و بالعکس

358

358

نکته ء 1 : به تمام تعرفه هاي فوق، شامل مکالمات شهري و بين شهري و بين الملل، 6 درصد شامل 5 درصد ماليات و يک درصد عوارض اضافه مي شود. 
نکته ء 2 : نرخ وصولي يک دقيقه مکالمه ء تلفن بين الملل از ايران بدون ماليات و عوارض در کشورهاي ويتنام، کوبا، گويان فرانسه، ريونيون ، آنتيل فرانسه، واليس و فوتونا 4796 ريال و در کشور افغانستان 2030 ريال است. مبلغ يک دقيقه مکالمه بدون ماليات و عوارض در کليه ء کشورهاي جهان به جز کشورهاي مذکور 1575 ريال است. 
 

 


نرخ يك دقيقه مكالمه
بين شهري تلفنهاي همراه به همراه و همراه به ثابت و بالعكس (از هر نقطه به ساير نقاط كشور):

زمان

نرخ يک دقيقه مکالمه به ريال

از ساعت 8 صبح تا 21

760

از ساعت 21 تا 8 صبح روز بعد

536

روزهاي جمعه و تعطيلات رسمي

536

 

 

 

 

 

بـیــا

من پر از خستگی دقیقه هام
و پر از دل تنگی ثانیه ها
بی قرار نرسیدن به امید
شب نشین راه خورشیدی هام
واسه یه لحظه بیدار شدن
توی خواب تک تک ستاره هام
توی تاریکی شبهای سیاهم
تو بیا کمک بکن
تو بیا شب سیاه دلمو
مهمون دیار خورشید بکن

 


 

جمله روزانه

7 اسفند
دیگران را از صمیم قلب دوست بدار. نترس و عقب نشینی نکن. هر چه به دیگران عشق بیشتری بدهی، چندین برابر آن به خودت بر می گردد.
برایان ویس

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:41  توسط کارو  | 

بیشتر آزار بیند هر که بی آزارتر
من که هر کس را به یاری بودم از جان دستگیر
مانده ام از هر کسی بی کس تر و بی یارتر
هر قدر با چشم عزت سوی مردم بنگری
می شوی هر روز چون من در نظر ها خوارتر .....
****
بیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت
هیچ کس غصه ی این را که چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت ....
****
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول وغزلهاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آنه ما نیست
تو چه رازی ؟ که به هر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست .
****
هر کس بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوئیم تا هر دو دروغ گفته باشیم 
 
موفق و پیروز باشید
                              سارا  گل یخ
 
برگرفته از گروه ترانه ها
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:19  توسط کارو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:17  توسط کارو  | 

سخنهای آموزنده وکارساز در زندگی

سخنهای آموزنده وکارساز در زندگی ازفلاسفه وبزرگان:
 
 برای زندگی فکربکنید امّاغصه نخورید(دیل کارنگی)
اشکال دنیا اینست که جاهلان مطمئن هستندو دانایان مردّد(برتراندراسل)
هیچ کاربزرگی بدون اراده بزرگ میسرنیست(بالزاک)
مانند سایه ناپایداریم ومانندخاک بی مقدار ازکجابدانیم که تافردازنده خواهیم ماند(هوراس)
آنقدر به تاریکی لعنت نفرستید، شمعی روشن کنید(کنفوسیوس)
شاید کسی روکه باتوخندیده فراموش کنی اماکسی روکه باتو اشک ریخته هرگز
آن کس که به فکرفردا نیست به غم فرداگرفتارمیشود(کنفوسیوس)
زندگی کوتاه است وراه درازو فرصتها زودازدست میروند
هرآنچه بخواهیدبدست خواهیدآورد بشرطی که استقامت راسرمایه خودقرار دهید(لافونتن)
دشمنی هیچکس رادر دل راه نده، این کار توراهمیشه غمگین نگه میدارد
عقل دروجودما قدرت حیرت اوری دارد پس بهتراست که فکررا حاکم وجودخودقرار دهیم(گوته)
کسی که کتاب میخواند به وقت بیش از پول احتاج دارد
هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرادرعمل خواهید دید که همیشه وقت کم وکوتاه است
تنهاکسی موفق میشود که به انتظاردیگران ننشیند
اندکی درنگ کن تازودتربه نتیجه برسی (فرانکلین)
پول نمیتواند برای مادوست فراهم کند امّا دشمن  به تعداد بسیار
درجمع آوری دوستان ،دوری از آنها وترک آنها زیاد عجله نکن (سولدن)
محبت هزینه ای ندارد، مهربان باشیم(شامفور)  
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:12  توسط کارو  | 

به انتهاي احساسي ارام انديشيدم      
 به انچه که ارامشي بزرگ است
 
 در نهايت تصويري عاشقانه
                  
 به دنبال نگاهی عاشق اما محروم
 
 تصويري که سهمی از ان نداشتم
          
 فقط حس می کردم ارامشی بزرگ است
 
 پاکي ان احساس روحم را نوازشي داد
  
 از خود پرسيدم پاکترين عشق کجاست؟
 
 که از هوي و هوس راهش جداست
     
 ناگهان حس کردم طراوتي بر وجودم باريد
 
 انقدر ارام شدم که زجر دنيا فراموشم شد
 
 بله پاکترين احساس همان تصوير خيالم بود
 
 از جنس باران که مرا جان بخشيد
                                                
 از باران هم پاکتر مگر مي شود بود
 
 گفتم شايد اين عشق پاک مرا بشويد
  
 مرا از عشق سيراب کند
 
 اين احساس که از اسمان باريد
     
 از جنس باران بود بر خاک تشنه و نا چيز
 
 و حالا من هم قدري پاک شده ام
     
 تصوير خيالم مرا تا اوج برد و ارام کرد
 یا حق
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 14:11  توسط کارو 

مرا تنها مگذار! بي تو آسمان زيبا نيست و راه رفتن ابرها به راه رفتن مردگاني مي ماند كه از خوابي دير برخاسته اند.
بي تو كتابها بسته مي مانند و قلمه ناي نوشتن ندارند. بي تو هيچ جاده اي به طرف افقهاي روشن نمي رود و هيچ جنگلي به فكرسبز شدن وباليدن نمي افتد وهيچ پرنده اي بالهايش رابراي پرواز آرايش نمي كند.
 
مرا تنها مگذار! نمي خواهم دراتاقي كه از بوي خورشيدتهي است نفس بكشم. نمي خواهم درمحاصره ديوارها و پرده هاباشم.  نمي خواهم شكل ستاره ها راازيادببرم. بي تو لبخندمفهوم ندارد وزندگي يك معماي حل ناشدني است.بي تو زمين يك توپ سرگردان است و دلم يك تكه يخ است . بي توشعرهاي شرقي من بي معناست و گلهايي را كه در باغچه كاشته ام رنگ وبويي ندارند.
 
مراتنهامگذار! من نميتوانم اين همه كوه و صخره و آهن رابر شانه هاي نحيفم حمل كنم. من طاقت روبرو شدن باامواج بلنددريا وآرامش سپيداقيانوس راندارم. بي تو خواب بدمزه و تلخ است ومن هزاران سال است كه پلك بر هم نگذاشته ام
وهزاران سال است كه آغوشم را به روي كسي نگشوده ام وهزاران سال است كه آوازنخوانده ام. بي تو پنجره ها خالي ازمنظره اند وسينه ها خالي از شور و شوق
 
مرا تنها مگذار! من نمي توانم ثانيه هاي سرد وساكت رابه طرف فردا هل بدهم  وروي نزديكترين درخت قلبم رابه يادگار حك كنم.

 

اميدوارم اوني روكه دوسش دارين هيچ موقع تنهاتون نذاره

 
 
                       Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:31  توسط کارو  | 

تکدرخت

تکدرخت
 
                                                  ای ابر نو بهار،
در این غروب غم زده بر من ببار!
بر برگ های بی طراوت من
اما!!
ابر اقیم بی نم باران گذشت و رفت.
عابر،
به سوی من بر شاخسار بی بر و برگم نظر فکن
اینجا، هر چند چشمه سار روان نیست
بنشین،
بنشین و دمی بر من تنها نگاه کن
عابر ، بی هیچ التفات
 شتابان گذشت و رفت.
ای پر کشیده جانب ناهید وماه و مهر
جولان دهنده در دل این واژگون سپهر
هشدار، بیم غرش طوفان
هشدار، بیم بارش و بوران است
بر شاخسار من بنشین
اما پرنده،
هیچش به دل نه بیم ز طوفان، گذشت و رفت.
هان آهوی فراری این صحرا،
تا دوردست می نگرم
صیاد نیست در پی صید تو، بازگرد
قدری درنگ ، در بر من قدری درنگ کن
آهو چون برق و باد هراسان گذشت و رفت.
شب می رسید، و روز
دلخسته از درنگ
افسرده از بسیط بیابان گذشت و رفت
 
"حمید مصدق"
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:27  توسط کارو  | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 9:41  توسط کارو  | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 8:46  توسط کارو  | 

 

چند حرف زيبا

 ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره به دست نياريم نمي دونيم چي رو از دست داديم .

 
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده

 در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد در يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ، ولي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش كرد

 
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه

دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني

 رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي برو كه دوست داري ، چيزي باش كه مي خواي باشي ، چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي

 آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي

 به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني
 
سخن عشق
عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن،
 با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق می‌ورزيم.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
زندگی حقيقی در عشق خدا و مهر به موجودات ريشه دارد، برخاك تواضع می‌رويد
و ميوه‌اش معرفت الهی‌ست.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
شعله عشق هرگز خاموش نمی‌شود . تمامی ظلمت دنيا هم قادر به خاموش كردن
آن نيستند.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
تنها عشق حقيقی عشق الهی‌است . انواع ديگر عشق در صورتی مفيدند كه عشق
 الهی در قلب حضور داشته باشد.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
عشق حتی زمانی كه آسيب ببيند نمی‌تواند آسيب برساند. عشق صبور، بخشاينده
و وفادار است. عشق اعتماد می‌كند و می‌بخشد بی‌آن كه به فكر گرفتن باشد.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
مهمترين وظيفه برای جوينده معنويت، پرورش عشق به خداست. با عشق به
زنجديدگان می‌توان به خدا عشق ورزيد.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
راه عشق شعله‌ها هموار می‌كنند، راه عشق را فقط كسانی می‌پيمايند كه شهامت
 آن را دارند از ميان شعله‌ها بگذرند، فقط چنين كسانی به سرور ابدی دست خواهند
يافت.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
عشق منجی جهان است. پرده‌ها را كنار بزنيد تا عشق وارد شود، تا اگر تندبادها
خروشند و توفان‌ها شما را در برگيرند در آرامش باشيد.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
منتظر نشويد تا ديگران به شما عشق بورزند، بلكه نخست شما بايد به آنها عشق
بورزيد.
 
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 10:39  توسط کارو  | 

به من بگو : نگو ! ... نمیگویم ! اما نگو نفهم . که من نمیتوانم نفهمم . من میفهمم .
< دکتر علی شریعتی >
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 19:12  توسط کارو  | 

عشق خداوند مانند اقيانوس است (2)

 

از گورخري پرسيدم: ?تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟?
گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي فقط عادت‌هاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
ساكتي بعضي وقت‌ها شلوغ مي‌كني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت مي‌شي؟
ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسرده‌اي و بعضي روزها خوشحالي؟
لباس‌هات تميزن فقط پيراهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟
و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت!
نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره راه‌راه‌هاشون چيزي نمي‌پرسم!

 بر گرفته از گروه جرقه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:49  توسط کارو 

مطالبی بر گرفته از گروه جرقه

عشق یعنی سوختن و ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی سربه دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی نفرت از عالم عشق یعنی بیزاری از خویشتن
عشق یعنی بینایی دیده فقط به معبود
عشق یعنی کور و کر شدن
عشق یعنی یک صدا شنیدن
عشق یعنی یک شخص دیدن
عشق یعنی سر تسلیم فرود اوردن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:48  توسط کارو 

تنهائي

تنهائي

از ناچاریست که با تو گام بر می دارم،در کنار تو راه می روم دوشادوش تو و من همراه یکدیگر نیستیم تنهایی راه است که مرا با تو می کشاند. آری تنهایی راه


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:33  توسط کارو 

lماجراي خريد يك خودرو داخلي، 50 سال بعد


از يكي از دوستان شنيدم كه اگر شما از هر جاي دنيا ـ البته به جز ايران و چند كشور ديگر ـ به وسيله اينترنت با سيستم فروش شركت «تويوتا» تماس بگيريد، در مدت 72 ساعت و حداكثر پنج روز، اين شركت درخواست شما را به درب منزل شما تحويل مي‌دهد. پس از آن نيز در زمان مقرر براي انجام سرويس‌هاي دوره‌اي، نماينده شركت، با تعيين وقت قبلي، از طرف شما در محل، اتومبيل را تحويل گرفته و پس از انجام سرويس و نظافت اتومبيل، خودرو شما را در همان محل به شما تحويل مي‌دهد. درون خودرو شما نيز همراه يك كارت تقدير از اعتمادتان به شركت، يك هديه نيز قرار مي‌دهند.

حالا تصور كنيد سال 1434 است ـ البته شمسي ـ و شما مي‌خواهيد براي حمايت از صنعت داخلي از «...» خريد كنيد. با اتصال به اينترنت و مراجعه به سايت شركت مزبور، گزينه فروش آنلاين را انتخاب مي‌كنيد (البته در نظر داشته باشيد كه ما در پنجاه سال بعد از اين تاريخ هستيم) مشخصات را وارد كرده و شماره حساب را درج مي‌كنيد اما پيغامي كوتاه به شما داده مي‌شود:

«مشتري گرامي، با عذرخواهي فراوان و بيش از حد، به دليل تعميرات اساسي در سيستم‌هاي فروش و البته براي سرويس‌دهي حداكثري، لطفا به نزديك‌ترين نمايندگي مراجعه و سفارش خود را بدهيد تا بيشتر در خدمت شما باشيم».

شما نيز كه خيلي فرد قدرداني هستيد، با مراجعه به نمايندگي و عقد قراردادي (كه به نفع هر دو طرف است و تمام سود پول شما در آن محاسبه و پرداخت مي‌شود)، راهي منزل مي‌شويد. 72 روز بعد، از نمايندگي با شما تماس گرفته و گفته مي‌شود كه به علت اشتباه تايپي، پنج ماه، 72 روز در قرارداد درج شده كه اصلا نيازي به مراجعه شما به نمايندگي نيست و خودشان قرارداد را اصلاح و يك نسخه از آن را براي شما ارسال مي‌كنند.

حالا دقيقا پنج ماه از عقد قرارداد گذشته و شما پس از واريز الباقي مبلغ، منتظر مي‌شويد تا خودرو را براي شما بياورند. قصاب محل نيز قرباني‌ براي شما آماده كرده، با سلام و صلوات خودرو تشريف مي‌آورد و پس از وارسي اتومبيل و يافتن عيب‌هاي احتمالي، آن را تحويل مي‌گيريد (انعام فراموش نشود).

حال دو ماه و 29 روز از تاريخ تحويل مي‌گذرد. از طرف نمايندگي با شما تماس گرفته مي‌شود و وقتي براي انجام سرويس و گرفتن خودرو، مي‌خواهند. شما نيز 5 صبح فردا را پيشنهاد و گوشزد مي‌كنيد كه اگر از ساعت 6 صبح ديرتر شود، درب پاركينگ را خواهيد بست. نماينده بيچاره خواب خود را رها كرده و رأس ساعت 5/4 صبح زنگ در شما را مي‌زند (انعام فراموش نشود).

به محل كار تشريف مي‌بريد. ساعت 9 به وسيله راديو پيام مطلع مي‌شويد كه اتومبيلي با مشخصات اتومبيل شما، به علت سرعت غيرمجاز و انحراف به باند هوايي، اتوبان X را بسته و از مالك آن تقاضا مي‌شود، جهت ارائه كارت بيمه، مراجعه نمايد. البته فورا از امدادخودرو با شما تماس گرفته و گفته مي‌شود كه اصلا نگران واقعه نبوده و جهت انجام كارها، به نمايندگي مراجعه كنيد.

خلاصه شما خود را به نمايندگي مي‌رسانيد، اما مسئول تحويل خودرو، شما را از عدم هماهنگي و تعيين وقت قبلي براي صافكاري مطلع مي‌سازد و صد البته كه امروز پنجشنبه است و بنده خداها حق دارند، چون روز كاري تمام شده است. حالا خون جلوي چشم‌هاي شما را گرفته، اما فرشته نجات در راه است. عده‌اي شما را به دربان نمايندگي عودت مي‌دهند و شما هم پس از تقديرات حسابي از فرد مذكور، بالاخره اجازه ورود خودرو خود را مي‌گيريد.

مسئول نمايندگي نيز با حضور در محل و عذرخواهي فراوان، به شما اطمينان مي‌دهد كه شنبه، ساعت 4 بعدازظهر، خودرو شما آماده در محل به شما تحويل مي‌شود.

حالا روز شنبه، ساعت 5 بعدازظهر است و دقيقا رأس ساعت مقرر، خودرو شما درب منزل است (انعام فراموش نشود، البته انعام اجباري نيست).


منبع: baztab.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:15  توسط کارو  |