تبليغاتX
هوزان

هوزان

و


*Remember the five rules to the happy:

- free your heart from hatred.
- free your mind from worries.
- live simply.
- give more.
- expect less.

:پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید

قلبتان را از نفرت پاک کنید
ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید
ساده زندگی کنید
بیشتر بخشش کنید
کم تر توقع داشته باشید

*No one can go back and make a brand new start. Anyone can start from now and make a brand new ending.

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ، اما همه می تواند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند


*God didn't promise days without pain, laughter, without sorrow, sun without rain, but He did promise strength for the day, comfort for the tears, and light for the way.

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پایداری در آن روزها ، و وعده تسلی
پس از اشک و چراغ راه را داده است



*Disappointments are like roud bomps, they slow you down a bit but you enjoy the smooth roud afterwards. Don't stay on the bumps too long. Move on!

مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند. کمی از سرعتتان کم می کنند، اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد. زیاد روی دست اندازها توقف نکنید. به خرکتتان ادامه دهید


*When you feel down because you didn't get what you want, just sit tight and be
happy , because GOD has thought of something better to give you.


وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید، محکم بنشینید و خوشحال باشید ، زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست


*When something happens to you, good or bad, consider what it means. There's a purpose to life's events, to teach you how to laugh more or not to cry too hard.

وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد، به معنایش فکر کنید. در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است، که به شما یاد می دهد چطور بیشتر بخندید و سخت گریه نکنید


*You can't make someone love you. All you can do is being someone who can be loved.

.شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد. اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند

*It's better to lose you'r pride to the one you love,than to lose the one you love because of pride.

.بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید، تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید

*We spend too much time looking for the right person to love or finding fault with those we already love. When instead we should be spending the time to love.

ما زمان زیادی صرف می کنیم تا کسی را به خاطر دوست داشتن پیدا کنیم یا خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم. اما چه خوب می شد اگر این زمان را برای بیشتر محبت کردن صرف می کردیم

Never abanden an old friend. You will never find one who can take his place. Friendship is like wine, it gets better as it grows older.

هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر

ترجمه زهره زاهدی


[Taraneh-ha groups] [Taraneh-ha groups] [Taraneh-ha groups]




+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 8:43  توسط کارو  | 

جذابیتهای شهر تهران

View --> Encoding --> Arabic Windows
 
 
همونطور كه ميدونيد، اعلام شده که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شده. اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد:
 
۱) تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.
 
 
۲) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند.
 
 
۳) تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.
 
 
۴) تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.
 
 
۵) در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آن.
 
 
۶) در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه جاهايی که ديده نمی شود نگاه می کنند.
 
 
۷) همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
 
 
۸) تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است.
 
 
۹) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند.
 
 
۱۰) رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.
 
 
۱۱) ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.
 
 
۱۲) در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 12:18  توسط کارو  | 

زمز مه ......

دوباره مجنون ،‌دوباره بيقرار ، مثل گردباد وحشي بيابانگرد چرخ مي زنم و به گرد و خاك ، پيراهن خود را مي سايم و مي روم و مي آيم ... ميان مروه و صفاي اين بيابان بي انتها هروله مي كنم و « عشق » تنها تنديس يك شعار كودكانه است كه از ذهن جستجوگر من آويزان شده است !

كاش دنيا رنگش مثل قلب من سفيد بود يا كه سبز ! من همان مسافر اعتدال ربيعي ترديد و هجوم هستم ... و امروز فاتح از نبرد خويشتن با خويشتن به سوي تو دست دارز كرده ام .... ببين مرا ! به خاطر ديدنت تمام لحظه هاي سوختن درآتش خشم و بيداد تو را به جان خريده ام ! عشق در خانه چشمان من مثل يك اشك حلقه زده است و من پيوسته مي پرسم : « خانه دوست كجاست ؟ ... »

 

 

در مراسم ياد بود زندگانی ٬ واقعيات گريه می کنند ٬ حقايق ماتم می گيرند وروياها می رقصند ...

ما صدای ديگران را با گوشهايمان می شنويم ولی صدای خودمان را با گلو ... گوشهايمان را بادست می توانيم بگيريم ولی گلويمان را نمی توانيم ...

((...نقش ونگاری بافته شده برزمينه هيچ وپوچ بود٬ همچون خط سياه مرکبی که من براين کاغذ می نگرم وصفحه ها را يکی پس ازديگری با آن پرمی کنم ٬ با همه خط خوردگيها وپس وپيش رفتن ها ولکه ها وجاماندگيها ٬ خطی که گاهی گرديهايی را تسبيح وار،به رشته می کشد ٬ گاه نشانه های کوچکی را نقطه وار ورق ميزند٬ گاهی راه رفته را بر می گردد وگاه به دو بخش می شود٬ گاه تکه های جمله ای را جمع ميکند وبربستری ازبرگ يا ابر می نشاند٬ خطی که گه گاه می ايستد٬ سپس دوباره به خود می پيچد ومی دود ٬ پيش می رود وواپسين خوشه واژه ها وپندارهاوروياهارا دربرميگيرد وبه پايان می رساند ...))

هيچ مي داني چرا چون موج
در گريز از خويشتن پيوسته مي كاهم ؟
 زان كه بر اين پرده ي تاريك اين خاموشي نزديك
 آنچه مي خواهم نمي بينم
و آنچه مي بينم نمي خواهم
من بی قرار عشقم
       از جونو دل نوشتم
            خونه خراب اين دل
                 اين بود سرنوشتم
                      من با تو سبزه زارم
                                 بی تو در انتظارم
                                    جونـمـو قـربــو ن ميدم
                                                دست تو می سپارم ....
کسی رو برای دوستی انتخاب کن که دلش آنقدر بزرگ باشه که نخوای برای
جا شدن تو دلش خودتو کوچيک کنی !
جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش.
((مسافر))
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده
آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده
غم سر گردونامو با تو صادقانه گفتم
اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم
با تنم زخمی اگه بود بی رمغ بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم اگه کهنه بود دردام
 
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
 
تو تموم طول جاده که افق برابرم بود
شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود
منه دل شیشه ای هر جا هر شکستن که شکستم
زیر کوه بار غصه هر نشستن که نشستم
عشق تو از خاطرم برد که نهیفمو پیاده
تو رو فریاد زدمو باز خون شدم تو رگ جاده
 
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
 
نیزه نم باد شرجی وسط دشت تابستون
تازیانه های رگبار توی چله زمستون
نتونستن نتونستن جلوی منو بگیرن
از من خسته ی خسته شوق رفتن و بگیرن
حالا که رسیدم اینجا پر غصه برا گفتن
پر نیاز تو برای آه کشیدن و شنوفتن
 
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
 
تو رو با خودم غریبه از خودم جدا می بینم
خودمو پر از ترانه تو رو بی صدا می بینم
 
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
 
اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی
نگو صادقی یه عشقت آخه چشمات می گه نیستی
 
آسمـان را ستـاره زيـبـا می کند
 بـاغـچـه را گـل
چـشـم را اشـک
قـلـب را عـشـق
امـا تـو هـمـه چـيـز را !!
دیگر هیچ



+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 10:16  توسط کارو 

عکس هنرمندان

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 10:2  توسط کارو 

NICE

 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by
TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
 
 
Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 9:48  توسط کارو  | 

الهه گاز

الهه گاز
توجه: (این شعر را به سبک آهنگ الهه ناز بخوانید)

باز، ای الهه گاز
با شهر ما بساز
کاین سوز جانگداز
در رود ز درم
***
گر منزل من یخ بود
از دست تو نبود
بیا تا به جانت
من کرسی نخرم
***
باز می کنم پای خود را
از گلیمم دراز
بیا تا بی گازی را
دمرو یا طاقباز
ز خاطر ببرم
***
گر نکنند مردم شهر
گازم را تلف
به جونت همچون مرغ
کوپنی، پر شعف
به هوا بپرم
***
این همه بی گازی ها
ندارد ثمر
به خدا گر شوی قطع
بدون خبر
یخ زند کمرم
در آید پدرم ...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 9:40  توسط کارو  | 

حافظ

شنیده​ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید
فریاد که از شش جهتم راه ببستند
امروز که در دست توام مرحمتی کن
ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
درویش مکن ناله ز شمشیر احبا
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ

بازآید و برهاندم از بند ملامت
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
بر می​شکند گوشه محراب امامت
بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 9:34  توسط کارو  | 

خط شناسي

دستخط هركس اسرار نهفته اي را در مورد شخصيت او آشكار مي كند.
تحليل دستخط هرفرد مي تواند بيش از 100 خصوصيت از شخصيت او را براي ما معرفي كند
و ما مي توانيم نكات مهمي را در مورد خصوصيات فرد و روابط شخصي و روابط شغلي وي دريابيم.
ميخواهيد به برخي از حقايقي كه در دستخط شما نهفته ، آگاهي يابيد؟!
ما در اين مورد به شما كمك كرده ايم:
 

دستخط و نوع واكنش فرد در قبال مسايل مختلف زندگي

ميزان شيب دستخط هركس، نشاندهنده نوع واكنش عاطفي فرد در موقعيتهاي عاطفي است.
هر قدر دستخط شما به سمت راست يا چپ متمايل باشد ( شكل 1 و 2 ) ، واكنش شما در قبال مسايل زندگي، عاطفي تر است. يعني: « شما تحت فرمان قلب خود هستيد». و اگر دستخط شما حالت عمودي دارد (شكل3) ، واكنش هاي شما بيشتر منطقي و عقلاني است. يعني معمولاً براساس حقايق، اطلاعات و منطق، واكنش نشان مي دهيد و واكنش شما در قبال مسايل مختلف زندگي، كمتر جنبه احساسي دارد. يعني: « شما تحت فرمان مغز خود هستيد».
 

دستخط و شيوه تفكر

مردم به روشهاي مختلفي مي انديشند. شما چطور!؟ آيا درك بسيار سريعي داريد و قبل از آنكه توضيح گوينده راجع به مسئله اي به پايان برسد، منظور وي را به خوبي در مي يابيد و يا خير، در اين زمينه كندتريد و بايد با دقت بيشتري به مطالب توجه كنيد و دير به نتيجه گيري مي پردازيد؟
نحوه نوشتن حروف m و n بيانگر روش تفكر شماست ( در زبان فارسي، احتمالاً طرز نوشتن حروف دندانه دار مثل « س » و «ش » و غيره مي تواند روش تفكر شخص را نشان دهد).
اگر شما حروف m و n را بصورت نوك تيز مي نويسيد كه شبيه  w و u مي شود( شكل 4 )، شما فردي سريع الانتقال هستيد كه مسايل را خيلي زود درك مي كند. اما اگر حروف m و n را به شكل قوس دار مي نويسيد (شكل 5) ، شما فردي دقيقتر هستيد ولي سرعت درك كمتري داريد.
 
 دستخط و قدرت تجزيه و تحليل فرد
اگر شما حروف m و n را بصورت خطوطي شكسته مي نويسيد ( شكل6)، بطوري كه در بين دندانه ها، حرف v كوچكي ايجاد مي شود، شما از قدرت تحليل خوبي برخورداريد. اما اگر دندانه هاي حروف m و n را قوس دار مي نويسيد (مثل دستخط بچه هاي ابتدايي)، در زمينه تجزيه و تحليل مسايل ضعيف هستيد (شكل7).

دستخط و رك گويي شخص

اگر در زندگي شخصي رك گو و صريح هستيد و براي طرح يك موضوع اصلاً طفره نمي رويد و زياد به مقدمه چيني نمي پردازيد، شما معمولاً نخستين حرف از هركلمه را از بالاي خط تراز، نمي نويسيد(شكل8). اما اگر نخستين حرف از هر كلمه را از روي خط تراز شروع مي كنيد (شكل9) ، شما فردي هستيد كه در رفتار و گفتار خود حاشيه مي رويد و حرفتان را رك و صريح بيان نمي كنيد. مثلاً ابتدا از وضعيت آب و هوا مي گوييد، بعد راجع به بازي فوتبال شب قبل صحبت مي كنيد و بعد شروع به گفتن حرف مورد نظرخود مي نماييد.
اكنون شما چه فكر مي كنيد!؟. . .
اكنون شما فكر مي كنيد، فردي كه تحت فرمان مغز خويش است، مطالب را سريع درك مي كند، تحليل گر است و رك گو مي باشد، با فردي كه تحت فرمان قلب خويش است، مطالب را بطور آهسته تر و دقت و توجه بيشتري درك مي كند، چندان تحليل گر نيست و در گفتار و كردار خود، مستقيم به سر اصل مطلب نمي رود، آيا اين دو نفر مي توانند با هم دوست شوند، ازدواج كنند و سازگاري داشته باشند!؟
البته من ! فكر ميكنم، شناخت ، درك، معتبر شمردن و احترام گذاشتن به تفاوتهاي يكديگر، مي تواند مسيري طولاني به سمت سازگاري و توافق دو نفر باشد و تحليل دستخط افراد، نه مانع سازگاري و به تفاهم رسيدن آنها باهم ، بلكه كمكي در راه تشخيص و درك تفاوتهاي آنان جهت سعي در به تفاهم رسيدن آنها باشد.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 9:19  توسط کارو 

غزل آخرين انزوا

 
 
من فروتن بوده ام
و به فروتني, از عمق خواسته هاي پريشان خاكساري خويش تمامي عظمت عاشقانه ي انساني را سروده ام تا نسيمي برآيد.
نسيمي برآيدو ابرهاي قطراني را پاره پاره كند.ومن بسان دريايي از صافي آسمان پر شوم-از آسمان و مرتع ومردم پر شوم.
تا از طراوت برفي آفتاب عشقي كه بر افق ام مي نشيند,يك چند درسكوت وآرامش باز نيافته ي خويش از سكوت خوش آواز
"آرامش" سرشارشوم-
چرا كه من,دير گاهي ست جز اين غالب خالي كه به دندان طولاني لحظه ها خاييده شده است نبودهام;جز مني كه از وحشت
خلاء خويش فرياد كشيده است نبوده ام.......

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 9:14  توسط کارو 

Hand-made Ivory Beaded Lily
 

 

زمان......             Time Is….
بس کند می گذرد برای آنان که در انتظارند،       Too slow for those who Wait,
بس تند می گذرد برای آنان که می ترسند،        Too swift for those who Fear,
بس طولانی استبرای آنان که در اندوهند،           Too long for those who Grieve,
و بس کوتاه برای آنان که سرخوش اند،        Too short for those who Rejoice
اما ابدی است برای آنان که عاشق اند.          But for those who love Time is Eternity
__Henry Van Dyke
     
 ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت
در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار
عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار
گر دلی از غمزه دلدار باری برد برد
از سخن چینان ملالت​ها پدید آمد ولی
عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه

ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت
جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت
ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت
گر میان همنشینان ناسزایی رفت رفت
پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 15:39  توسط کارو 

چه آماده باشی چه نباشی روزی همه چيزبه پايان ميرسد

 
Hand-made Ivory Beaded Lily
 

 

 
 
_ با بارش چند روزه بارون منم زنده شدم. چندوقت بود حس نوشتن نداشتم.
ديگه مثل سابق حوصله نوشتنو ندارم.
خيلی زير بارون راه رفتم. يادمه زير بارون عشق رو شناختم.کاش قلبامون به پاکی
بارون بود.همه ميگيم عاشق بارون هستيم ولی چرا وقتی باريدن ميگيره
چترامون رو بی هيچ خجالتی باز می کنيم؟
 
 
 
                               
 
 
چه آماده باشی چه نباشی روزی همه چيزبه پايان ميرسد.
ذيگر خورشيدی طلوع نخواهد کرد و روزها ساعات و دقايقی وجود نخواهد داشت.
همه چيزهايی را که جمع کرده ای خواه  ارزشمند باشد يا فراموش شده به ديگری منتقل خواهد شد.
ثروت شهرت و پيروزی موقتی  تو محو خواهد گرديد.آنچه تصاحب کرده ای ديگر اهميت نخواهد داشت.
کينه ها خشم ها شکستها حسادتهای تو سرانجام ناپديد خواهد شد.
اميدها روياها ونقشه ها و فهرست برنامه هايت جملگی تمام خواهد شد.پيروزيها و شکستهايی که روزگاری بسيار مهم به نظر ميرسيدند رنگ خواهند باخت و بتدريج محو خواهد شد.
اهميت نخواهد داشت که از کدام مکان امده ای يا در کدام سمت جاده زندگی ميکردی .
آنچه اهميت دارد چيزی نيست که آنرا خريداری کنی ،بلکه چيزی است که خودت بنيان مينهی.
چيزی نيست که بدست می آوری، بلکه چيزی است که به ديگران می بخشی.
آنچه اهميت خواهد داشت  موفقيت تونيست، بلکه اهميت و معنای وجودی توست.
آنچه اهميت خواهد داشت چيزی نيست که تو آموخته ای، بلکه چيزی است که به ديگران آموزش داده ای.
آنچه مهم خواهد بود لياقت و توانايی ظاهری تو نيست ،بلکه شخصيت و ماهيت درونی توست.
آنچه اهميت خواهد داشت تعداد افرادی نيست که تو ميشناسی، بلکه به همان تعداد افرادی است که وقتی از ميان ،نها رفتی کمبود وجودت  را حس کنند.
آنچه اهميت خواهد داشت خاطرات تو نيست ،بلکه خاطرات آنانی است که به وجودت عشق می ورزيدند.
انچه اهميت خواهد داشت اين است که در چه مدتی ،توسط چه کسی و برای چه چيزی در ياد و خاطره ها زنده خواهی شد.../
 
شاد باشيد و كلي اروووم
برگرفته از وبلاگ : شكوه لحظه ها

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 15:26  توسط کارو  | 

پیشی پیشی زن من میشی


fun-picture (1).jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 15:24  توسط کارو 

بزرگترين تونل زير دريائي جهان
 
تونل درياي مانش، تنها رابط خشکي بين انگليس و فرانسه، درازترين تونل زيرآبي جهان و يکي از شاهکارهاي مهندسي قرن بيستم است. طول اين تونل پنجاه کيلومتر است که سي و هشت کيلومتر آن در زير بستر دريا قرار گرفته و ميانگين فاصله آن از کف دريا چهل و پنج متر است.
 
 در سال 1985 دولتهاي انگليس و فرانسه تصميم گرفتند که عمليات ساختمان يک تونل زير آبي را مشترکا" آغاز کنندد تونل درياي مانش در حقيقت از سه تونل تشکيل شده است. دو تونل براي خط آهن و يک تونل کوچکتر براي رساندن سرويس به دو تونل ديگر. تونل درياي مانش در ششم ماه مه سال 1994 رسما با حضور اليزابت دوم ملکه انگليس و ميتران رئيس جمهور فرانسه گشايش يافت.
 
واگنهاي مدرن و مخصوص قادرند که فاصله درياي مانش بين فرانسه و انگليس را توسط لوکوموتيوهاي برقي با سرعت صد و شصت کيلومتر در ساعت در مدت زماني کمتر از سي و پنج دقيقه بپيمايند

 
آيا غذای ما در رفتارمان تاثير دارد؟
 
اخيرا" آزمايشي رو دوقلوهايي انجام گرفته است که شگفتي انسان برمي انگيزد. دانشمندان در طي دو هفته غذاهای متفاوتي به اين دو قلوهای پنج ساله سرو کرده بودند. آن بچه ايي که شکلات ، نوشابه ، بستني و چيزهايي از اين قبيل برايش منع شده بود ، رفتارش بسيار متعادل و منظم بود و جالبتر اينکه همين بچه در تست هوش از برادر دوقلوی خود که همه چيز خورده بود ، بهتر بود

 
آيا فضای سبز فقط آلودگي هوا را پاک سازی ميکنند؟
 
همه کمابيش از خواص فضای سبز آگاهيم و ميدانيم که درختان هوای آلوده را پاک سازی ميکنند. ولي آيا ميدانستيد که برگهای درختان سر و صداها را نيز تا شصت درصد کاهش ميدهند؟ بدين علت است که در معماريهای جديد هم بخاطر پاک سازی هوا و هم بخاطر کاهش سر و صدا به فضای سبز اهميت بسزای داده ميشود

 
بدن انسان بالغ دارای چند سلول ميباشد؟
 
همانطور که ميدانيد بدن انسان از سلولهای متفاوت تشکيل شده است ولي آيا ميدانستيد در بدن يک انسان بالغ بيش از ششصد هزار ميليارد سلول وجود دارد. جالبتر اينکه از همه اين سلولها فقط ده درصد آن متعلق به خود ما هست ، بقيه متعلق به باکتريها هست به مانند باکتريهايي که در هضم غذا به ما کمک ميکنند

 
عجيب ترين زايمان متعلق به چه کسي هست؟
 
تاريخ علم پزشکي عجيب ترين زايمان يک دو قلو را در سال 1846 ميلادی در استراسبورگ ثبت نموده، فاصله زايمان اين دو قلوها 137 روز تمام طول کشيد، طاق اول روز 30 آوريل بدنيا آمد و جفت ديگر 17 سپتامبر از مادر زائيده شد

 
آيا زعفران ضد افسردگي ست؟
 
مطالعات پژوهشگران پژوهشكده گياهان دارويى جهاد دانشگاهى نشان مى دهد كه گياه زعفران مانند داروى «ايمى پرامين» داراى خواص ضدافسردگى است. براساس نتايج يك تحقيق، زعفران با ميزان مصرف ۳۰ ميلى گرم در روز اثرات ضدافسردگى قابل توجهى در بيماران افسرده سرپايى با شدت ضعيف تا متوسط دارد
 
دكتر شاهين آخوندزاده، رئيس پژوهشكده دارويى جهاد دانشگاهى دراين زمينه گفت: درطب سنتى ايران از زعفران به عنوان يك عامل تقويت كننده روحيه و نشاط آور ياد شده است. وى خاطرنشان كرد يك بررسى علمى نشان مى دهد ايمى پرامين و زعفران داراى اثر يكسانى بر بيماران افسرده سرپايى است. دكتر آخوندزاده گفت : سي درصد افراد بالغ با يك دوره افسردگى مواجه اند و ميزان ابتلا به افسردگى در زنان حدود دو تا سه برابر بيشتر از مردان است. افسردگى نتيجه تغييرات بيوشيميايى مغز است و يكى از بيماريهاى شايع محسوب مى شود
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 14:37  توسط کارو