تبليغاتX
هوزان

هوزان

شانس نوعي انرژي

ابتدا بايد در مورد انرژي و ماهيت آن صحبت كنيم . خيلي از آدمها حتي نمي دانند كه اين دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم از چه چيزي ساخته شده است پس ابتدا باهم طبق نظريه هاي علمي راه خود را پيش مي بريم و به اين مي پردازيم كه دنيا از چه چيز ساخته شده است :

دنياي اطراف از ماده و انرژي ساخته شده است : ماهيت انرژي هنوز به طور كامل كشف نشده است اما مي دانيم كه انرژي با فركانس نيز سنجيده مي شود . هرچه فركانس يك انرژي بالاتر باشد قوي تر است .

ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملكول

ملكول از چه ساخته شده است ؟ از اتم

اتم از چه ؟ از پروتون و الكترون و نوترون . الكترون كه جرم ندارد و در حقيقت فقط انرژي است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است ؟ در كتاب استفان هاوكينگ آمده است : " تقريبا بيست سال پيش چنين فكر مي شد كه پروتونها و نوترونها ذراتي بنيادين هستند ولي آزمايشهاي كه در آنها پروتونها با سرعتهاي زيادي به پروتونها يا الكترونهاي ديگر برخورد مي كردند نشان دادند كه آنها در واقع از ذرات كوچكتري تشكيل يافته اند و آنها كوارك هستند . "

و اما آخرين سوال كوارك ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استفان هاوكينگ به ما داده است مي دانيم كه استفان هاوكينگ بزرگترين دانشمند زنده قرن است . او مي گويد كوارك ها از انرژي ساخته شده اند . پس مي توانيم بگوييم همه چيز در اين دنيا از انرژي ساخته شده است . چون طبق نظريه نيوتون جهان از ماده + انرژي ساخته شده است كه ديديم كه اخيرا كشف شده است كه ماده نيز از انرژي ساخته شده است . تنوع نوع ماده در دنيا به فركانس و طول موج انرژي مربوط مي شود اگر همه چيز در دنيا داراي يك فركانس و ارتعاش بود همه چيز يكي مي شد .

هرچه فركانس بالاتر باشد پس جنس لطيف تر مي شود . لطيف ترين جنسي كه قابل ديدن و لمس كردن است آتش است . و سخت ترين سنگ و فلز هستند كه ارتعاش پاييني دارند . و اما ما مي خواهيم بپردازيم به جنسهاي لطيف و در آنها كنكاش كنيم .

افكار ما و خاطرات و ذهن ما ماده اي هستند با انرژي و فركانس بسيار بالا بخاطر همين غير قابل ديدن هستند . اما مي بينيم كه قابل درك هستند . براي همين است كه وقتي فكر مي كنيم يا درس مي خوانيم گرسنه مي شويم چون از توان موجود در خود براي توليد انرژي فكر استفاده كرده ايم و حال بايد انرژي از دست رفته را بر گردانيم . طي آزمايش بسيار دقيقي كه در يكي از دانشگاههاي آمريكا در سال 1965 انجام گرفت دانشجويي را بر روي ترازويي با حساسيت بسيار بالا قرار دادند و از او خواستند كه كه يك ضرب 5 رقمي را در 5 رقمي انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد كه وزن دانشجو در حد بسيار كم افزايش يافته است . بنابر اين انرژي نيز وزن هم دارد . پس افكار منفي و مثبت هر كدام داراي وزن و ارتعاش خاص خود هستند . و حتي مي توانند بر روي محيط اطراف و انسانهاي ديگر تاثير بگذارند . به خاطر همين است كه وقتي موسيقي ملايم گوش مي دهيم آرام مي شويم اما وقتي به موسيقي تند و خشن گوش مي كنيم مشوش مي شويم اين تنها به خاطر تفاوت فركانسهاي دو موسيقي مي باشد .

رمز و راز دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم در انرژي و ماهيت آن نهفته است . به خاطر همين است كه انيشتين بزرگترين دانشمند مهمترين فرمول را E = MC^2 مي داند و حاصل سالها تفكر و تحقيق در همين فرمول گنجانده شده است . فرمولي كه به برسي وضعيت و رابطه ميان ماده و انرژي مي پردازد . البته توضيح اين فرمول از حوصله اين بحث خارج است .

وقتي با ديد انرژي به هستي نگاه كنيم مي توانيم خيلي از ناشناخته ها را كشف و براي تمام عجايب دليل بياوريم . البته اين نكته بسيار ضروري است كه بدانيم : ما هيچگاه نمي توانيم بگوييم طرز فكر خاصي عين واقعيت است و طبيعت دقيقا از همين قانون پيروي مي كند زيرا انيشتين مي گويد : " جهان هستي مانند ساعتي است كه بر روي ديوار نصب شده است ما هيچگاه نمي توانيم به درون ساعت نگاه كنيم ما از شواهد و قرائني كه وجود دارد ( مثل عقربه ها و اعداد روي صفحه ) و از رفتاري كه جهان دارد مثل حركت عقربه ها قانون دروني آنرا حدس ميزنيم اما هيچ گاه نمي توانيم بگوييم كه دقيقا داخل ساعت همانطور كه ما حدس زده ايم كار مي كند . ما فقط بايد دستگاهي را بوجود آوريم كه جهان هستي آن را تاييد كند . اين دستگاه يكتا نيست ، بلكه مي توان بيشمار دستگاه ايجاد كرد كه طبيعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها مي توانيم نسبت به دستگاه خاصي بگوييم كه فلان چيز صحيح و فلان چيز غلط است . " و اين همان نظريه نسبيت انيشتين است كه در بسيار ساده شده است . بنابر اين ما هميشه بدنبال آن هستيم كه دستگاهي را بوجود آوريم كه جواب خيلي از سوالهاي ما را داشته باشد و تا به امروز انرژي اكثر آنچه كه در سالهاي پيش عجايب خوانده شده است را پاسخ داده است مثل كارهاي عجيبي كه مرتاض هاي هندي انجام مي دهند . تنها كاري كه مرتاض ها انجام مي دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است . به خاطر همين مي توانند حتي از ديوار رد شوند اجسام مختلفي را بدون درد و خونريزي وارد بدن كنند زيرا ارتعاشات خود را بالا برده اند و بدن تبديل به يك ماده با انرژي بسيار بالا شده است و بنابراين عكس العمل ها و رفتار متفاوتي را از خود نشان مي دهد . اما چطور مي شود ارتعاش را بالا برد . اين مسئله بحث بسياري دارد كه در اين جا در يك يا دو صفحه نمي توان گفت فقط مي توان به اين نكته اشاره كرد كه يكي از راهها تمركز كردن است .

حال مي پردازيم به تيتر مطلب . خيلي وقتها وقتي به چيزي كه معتقد هستيم به سرمان مي آيد مثلا معتقديم كه بعد از هر خنده گريه هست . اين باعث مي شود كه ناخودآگاه ما انرژي هايي از خود ساتع كند كه در جهان هستي تاثير گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتي ببرد كه ما معتقد به ان هستيم بنابر اين ما را به سمت گريه كردن مي كشاند . و ما در تمام لحظات بدون اينكه خودمان بدانيم به سمت گريه كردن سوق پيدا مي كنيم كه در نهايت علت آنرا پيدا مي كنيم (نا خودآگاه آنرا پيدا مي كند ) و گريه مي كنيم . انرژي افكار ما در محيط پخش مي شود و روي همه چيز تاثير مي گذارد . احتمالا حتما براي شما پيش آمده كه از محل و يا مكاني متنفر باشيد و دوست نداشته باشيد كه به آنجا برويد اين مسئله دقيقا به خاطر وجود انرژي هاي منفي موجود در آنجا است كه روي شما تاثير گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراري مي شويد . و هزاران پديده ديگر كه علت همه آنها انرژي است . در مورد شانس هم همينطور است :

وقتي ما احساس كنيم خوش شانس هستيم بر روي محيط و جهان هستي تاثير مي گذاريم . فكر ما احساس ما و باور هاي ما باعث مي شود انرژي هايي در دنيا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسي هدايت كند . و همين طور هم بدشانسي هر انساني كه معتقد است بسيار بد شانس است هميشه بدشانسي مي آورد . بين افرادي كه مي شناسيم خيلي ها را مي بينيم كه به بدشانسي خود معتقد هستند و همچنان بد شانسي مي آورند . بهتر است از اين به بعد فكر كنيم خوش شانسيم . بهر حال اگر هم هيچ تاثيري نداشته باشد اين فايده را دارد كه روحيه بهتري براي زندگي داريم و در خلي از موقعيتها از اعتماد به نفس بهتري برخوردار خواهيم بود . در مطلبي كه در شماره بعد مي نويسم مي خواهم در مورد جمله زير بنويسم . سعي كنيد روي آن فكر كنيد :

"ما انسانها هماني هستيم كه در كودكي آينده خود را تصور مي كرديم "

شما در كودكي چه طور خود بزرگي خود را تصور مي كرديد آيا هم اكنون همان نيستيد ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 10:4  توسط کارو  | 

خوشتیپ

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:49  توسط کارو  | 

Right Click Then Click Show Picture:::www.sare.ir:::

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:42  توسط کارو  | 

Right Click Then Click Show Picture:::www.sare.ir:::
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:37  توسط کارو 

Right Click Then Click Show Picture:::www.sare.ir:::
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:36  توسط کارو  | 

Right Click Then Click Show Picture:::www.sare.ir:::
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:32  توسط کارو  | 

چرا انگلیسیها در خلاف جهت خیابان رانندگی میکنند:؟

این از سوالاتی است که انسان تا جوابش را پیدا نکند راحت نمیشود. همون طوری که میدونید در اکثر کشور های دنیا چه عابرین پیاده و چه خودروها و سایر وسایل نقلیه از سمت راست رانندگی میکنند . ولی  انگلیسیها  حتی جهت حرکت شون هم بر خلاف بیشتر مردم دنیا است.

پس از تحقیقات بعمل آمده علت این امر معلوم شد که به شرح زیر می باشد.

در روزگاران قدیم منطق حکم میکرد که وقتی مردم از کنار هم میگذشتند باید در بهترین حالتی قرار میگرفتند که میتوانستند از شمشیر خود استفاده کنند.چون اکثر مردم راست دست بودند لذا آنها در سمت چپ قرار می گرفتند این موضوع با فتوای پاپ بونفس در حدود سال 1300 میلادی که به پیروانش حکم کرد که از سمت چپ حرکت کنند رسمیت یافت.

تا سال 1773 چیز زیادی تغییر نکرده بود تا زمانیکه افزایش ترافیک اسب سواران دولت انگلیس را مجبور به معرفی لایحه کلی بزرگراهها در سال 1773 نمود که توصیه به حرکت از سمت چپ میکرد. این لایحه در سال 1835 در قالب ماده قانون بزرگراهها در آمد.

دلایل حرکت از سمت راست چندان مشخص نیست, ولی حکایت زیرمعتبرترین دلیل ذکر شده در کتابهای تاریخی است.

فرانسه قبل از شکل گیری انقلاب فرانسه در سال 1790 اشراف فرانسوی کالسکه های خود را با سرعت از سمت چپ میراندند(به همان دلیل استفاده راحت تر از شمشیر)رعایا و مردم پیاده بیچاره هم  برای حفظ جان خود مجبور بودند از سمت راست حرکت کنند .در پی انقلاب فرانسه بازمانده اشراف برای حفظ جان خود باید به رعایا میپیوستند و در جهت راست حرکت میکردند . اولین ثبت رسمی این اتفاق معرفی قانون حرکت از سمت راست در پاریس د رسال 1794 می باشد.

این در باره انگلیس و فرانسه اما در بقیه نقاط دنیا چه اتفاقی افتاد؟

بریتانیا قانون حرکت از سمت راست رو  در همه مستعمراتش از جمله هندو آفریقا و استرالیا گسترش داد هر چند کشورهای افریقایی بعد از استقلال  تبدیل به حرکت از سمت راست شدند.

فرانسه هم بعد از انقلابش  مستعمرات زیادی به دست اورد و قانو ن حرکت از سمت راست رو در اوون کشورها اجباری کرد.(مثل برخی کشورهای اروپایی و مصر)

در آمریکا نیز ژنرال لافایت قانون حرکت از سمت راست رو به عنوان یکی از سمبلهای استقلال   اجباری  کرد.

اما در ژاپن چشم بادومی چطور شد؟

در سال 1850 دیپلماسی ناوچه ای ژاپنیها را مجبور به گشایش بنادرشون به روی بریتانیاییها و سرروتر فوردالکوک نمود که نماینده ملکه ویکتوریا در دادگاه ژاپن بودکسی که انها را ترغیب به اتخاذ قانون از چپ برانید نمود(البته  سامورایی های راست دست شمشیر به دست هم در این تصمیم بی تاثیر نبودند)

اما بعد از ورود خودرو های موتوری وضع به چه صورتی در امد؟

خودروهای اولیه از همان قانون کالسکه های اسبی پیروی کردند بطوریکه راننده در وسط می نشست از وقتیکه رانندگان خواستند که هنگام رانندگی از حضور همسرشان در کنار دستشان لذت ببرند باید تصمیم گرفته میشد که راننده سمت راست باشد یا چپ؟

جهت فرمان از سنت کشورها پیروی نمود برای مثال اولین خودرو (بنز در آلمان)یک خودرو فرمان چپ بوده چون اونا از سمت راست حرکت میکردند.و میکنند (مگه نه؟)

عمده ترین استثناء  در ماشینهای مسابقه است که تقریبا"(و نه همیشه)فرمان راست بوده اند .زیرا این حالت برای مسابقه راحت تره (البته من که تا احالا مسابقه ماشین شرکت نکرده ام ولی اوونایی که شرکت کردند میگن فرمان سمت راست برای مسابقه راحت تره شما چی میگین؟)

برای مثال در آمریکا پیرس ارو  , و در اروپا بیشتر خودروهای ورزشی قبل از 1950 و نیز لانچیاهای قبل از 1956 فرمانراست بوده اند.همینطور تمام بوگاتیها.

تا حالا هر چی گفتم برای  دوران عصر حجر بوده و من و شما هنوز رنگ آبی آسمان و اشعه زندگی بخش آفتاب  رو هم ندیده بودیم . (فارسیش میشه هنوز بدنیا نیومده بودیم ok? )

اما در زمان حیات مبارک خودمون وضع چطوره؟

با وجود فشار اتحادیه اروپا (مبنی بر اجبار حرکت از راست در کل اروپا)باور جمعی بر اینست که بریتانیا یا هر کشور دیگر چپ ران هرگز تغییر نمیکند(باور شما چیه؟)

و این تغییر نکردن دو دلیل داره:

اولا" حجم ترافیک امکان جابجایی را غیر ممکن میسازد .آخرین باری که این کاربا موفقیت انجام شد در سال 1950 با 10 % سطح ترافیک فعلی بود )و علت اصلی هم شاید وجود مردی قاطع ( به قاطعیت سیاستمداران ما اوخ ببخشید داره سیاسی میشه) به نام سر راتفورد الکوک بود. ژاپنی ها بزرگترین خودرو ساز دنیا هستند و چون خودروهای آنها به همه کشورهای دنیا صادر میشه (شاید مثل ایران عزیزمون) و این کشورها هم راست فرمان هستند و هم چپ فرمان لذا مجبورند هر دو نوع خودرو رو تولید نموده به بازار مصرف عرضه نمایند(ببخشید خیلی کتابی شد)

برای اینکه اگر خواستین به خارج سفر کنید و بدونین کدوم کشورها از سمت چپ حرکت میکنند اسمشون رو براتو میارم اگر خواستین تو این کشورها  رانندگی کنین خیلی مواظب باشین چون تا بخواد به رانندگی سمت چپ عادت کنید مهلت ویزاتون تموم شده و باید برگردین به وطن و تازه باید رانندگی از سمت راست روعادت کنید?

کشورهایی که از سمت چپ رانندگی میکنند عبارتند از :

انگلیس.آنگولا. آنتیگو. باربودا. استرالیا .جزیره کوکاس. باهاماس بنگلادش. باربادوس. برمودا. بوتان (انتخابی مطمئن) . بوتسوانا.برونیی.جزیره کایمان. جزیره کریسمس.قبرس.دومنیکا.تیمور شرقی.جزیره فالکلند.فیجی.گراندا .گومسی.گویان.اندونزی.هند.هنگ کنک  .ایرلند .آیس آف لند. مالزی.ژاپن.کنیا.کیریباتی.لسوتو.ماکایو.جاماییکا.مالدیو.موریتانی.مالتا.موزامبیک.نامیبیا. نایورا.نپال .نیوزلند.نیو.پاکستان.سن هلنا.سنگاپر افیقای جنوبی .سری لانکا.تانزانیا.سوییس(تا سال 1967) تایلند جزیره ویرجیانا.زامبیا .زیمباوه.اوگاندا

و 17 کشور دیگر که خیلی معروف نیستند و اسمشون هم تا حالا نشنیدید و فکر نمیکنم شما بخواهید به اوونجا سفر کنید .

در کل 66 درصد جمعیت جهان از سمت راست میرانند در ضمن از کل 164899280 کیلومتر اتوبان جهان 72 درصد از سمت راست حرکت میکنند.

تا حالا این همه اطلاعات علمی! در یک صفحه دیده بودین اگر زمان دانشجویی اینقدر تحقیق کرده بودم الان چی شده بودم وای ی ی ی ی ی ی ی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:19  توسط کارو  |